
چرا باید بازی Mass Effect Legendary Edition را امتحان کنیم
با توجه به اینکه چیزی به ارائه ی بازی Mass Effect Legendary Edition نمانده، طرفداران پر و پا قرض این سری بالاخره قرار است به آرزویشان رسیده و این عنوان را روی کنسول های جدید تجربه کنند. از آنجا که خود من هم یکی از همین طرفداران هستم، خیلی ها از من پرسیده اند که آیا تهیه ی این بازی راه خوبی برای ورود به فرنچایز Mass Effect است یا نه؟ جواب من؟ صد البته که همینطور است، بگذارید برایتان توضیح بدهم.
بازگشت دوباره با بازی Mass Effect Legendary Edition
اما در ابتدا بگذارید کمی برای توضیحاتم مقدمه چینی کنم: من حدود 30 سال است که مشغول انجام بازی های کامپیوتری هستم و از تمام ژانرها و داستان های مختلفی که در این سال ها دیده ام لذت برده ام، از بازی های تک نفره ای که تمرکزشان روی بیان یک داستان است گرفته تا بازی های چند نفره که تنها هدفتان کشتن بازیکن حریف باشد، بازی کردن قسمت بزرگی از زندگی من است و در طول این زندگی ماجراجویی های زیادی را در این بازی ها تجربه کرده ام. با این وجود، هیچ بازی ای نبوده که بتواند به اندازه ی بازی های Mass Effect روی من تاثیر بگذارد و این هم بخاطر داستان فوق العاده ی آن و هم اثری است که فرمانده Shepard روی دنیای بازی های کامپیوتری گذاشت.
خرید بازی Mass Effect: Legendary Edition
برای آن دسته از افرادی که نمیدانند، سه گانه ی Mass Effect با ماجراهای تبدیل شدن شما به Commander Shepard شروع میشود. یک مامور N7 که در سال 2183 به خدمه ی سفینه ی Normandy ملحق شده. موجودات فضایی، سفر در فضا و اینجور چیزها همه جای بازی پیدا میشوند، ولی این بازی با بازی های فضایی دیگرتان فرق دارد.
با اینکه اینجا اسلحه و مبارزه هم داریم ولی اینجور چیزها عناصر اصلی بازی Mass Effect را تشکیل نمیدهند. داستانی که حول شخصیت فرمانده Shepard روایت میشود، داستانی قوی، یکتا و بعضی وقت ها بسیار خرد کننده است.
به عنوان یک نکته قبل از اینکه بیشتر ادامه دهم، شما میتوانید هر دو جنسیت را به انتخاب خود داشته باشید، پس اگر میبینید خبر از ذکر جنسیت شخصیت در جایی از مقاله نیست تعجب نکنید.
به عنوان Shepard کارتان را به عنوان دست راست مردی به نام David Anderson، کاپیتان سفینه ی Normandy، شروع میکنید. طولی نمیکشد که متوجه میشوید Anderson برای Shepard مانند یک پدر است، با این حال بعد از چند اتفاق Shepard هدایت Normandy را بدست میگیرد. بازی اول ماجرایی حول برملا کردن خطری هزاران ساله دارد، خطری که تا پایان داستان بازی اصلا متوجهش هم نخواهید شد. پس شاید بهتر باشد بگویم که این قسمت اول بیشتر برای این ساخته شده که شما را با دنیای این بازی آشنا کند و کاری کند که با آن و شخصیت هایش رابطه ای عاطفی داشته باشید، جوری این کاراکترها برایتان در حد افراد واقعی ارزشمند شده و آنقدر برایتان مهم باشند که بخواهید بقیه ی داستان را هم تجربه کنید.
بهمین دلیل که قسمت اول Mass Effect فقط قصد بنا کردن این دنیا را دارد و نمیخواهد در همان گام اول تمام چیزهایی که دارد را رو کند، سرعت داستان در ابتدا کمی کند است، ولی وقتی ماجراها شروع میشوند سرعت بازی به شدت زیاد خواهد شد. البته این کم و زیاد شدن سرعت بیشتر حول دنیای بازی میچرخد و چیزی نیست که در نسخه های بعد اثرگذار باشد.
در پایان قسمت اول متوجه میشویم که خطر اصلی چه کسی است و قسمت دوم هم از همینجا شروع میشود، ولی افرادی که باید کاری بکنند هنوز حاضر به قبول وضعیت نیستند. سیاست مدارها در راه امنیت مردم قرار میگیرند (چیزی که همیشه در دنیای خودمان هم شاهدش هستیم) و در عین حال Shepard مجبور میشود به خاطر یک سری اتفاقات غیرقابل پیش بینی – که بخاطر لو رفتن داستان بازی نمیتوانم برایتان بازگویش کنم – از پسربچه ای که زیر دست نیروهای Alliance تربیت شده، که این نیرو در واقع ارتش فضایی انسان ها میباشد، تبدیل به عضوی از یکی از بزرگترین سازمان های تروریستی جهان میشود. اسم این سازمان Cerberus است و بازیکنان در بازی اول با نامش آشنا میشوند، آنهم وقتی آزمایش های وحشتناکی را که تحت نام این سازمان انجام شده کشف میکنند. در طول ماجراهای این سه بازی بیشتر و بیشتر با Cerberus و هدفشان در کهکشان آشنا میشویم و این جزئیات دهشتناک داستانی غم آلود را میسازند که داستان قهرمان ما و دوستانش را به شدت تحت تاثیر قرار خواهد داد.
در یک نبرد بزرگ مقابل نوعی موجودات کهن به نام Reaper ها – که نوعی موجودات روباتیک هستند که در چرخه های چند میلیون ساله موجودات زنده را از بین میبرند – Shepard تیمش را در این سه بازی از موجودات فضایی ای میسازد که به شدت باهم متفاوتند – به شکلی که حتی لمس شدن برخی از آنها توسط دیگری هم میتواند موجب مرگ یکی از آنها شود – ولی بعد از مدتی این کاراکترها برای هم مانند یک خانواده ی واقعی میشوند.
خرید بازی Mass Effect: Legendary Edition
بازگشت شپرد دوست داشتنی
چیزی که برای من این داستان را خاص میکند، کاراکترهای آن است. در طول این 30 سال که وقت خودم را وقف بازی های رایانه ای کرده ام، با شخصیت های زیادی در بازی ها برخورد داشته ام که مرا به خود وابسته کرده اند، شخصیت هایی ویژه که اضافه کردنشان به هر بازی ای میتواند آن عنوان را به کل دگرگون کند. با این وجود، چیزی که در مورد Mass Effect و کاراکترهایش متفاوت است این قضیه ی شناخت تدریجی کاراکترهاست، چیزی که شبیه به واقعیت است، درست مثل وقتی میخواهید دل کسی را در زندگی واقعی بدست بیاورید یا با کسی دوست شوید. این کاراکترها به شکلی خاص هستند که حتی اگر یک نویسنده بودم هم شک دارم بتوانم حق مطلب را درباره ی آنها بیان کنم.
اگر برایم اسم مستعار نمیسازید باید بگویم که من در مجموع 31 بار این سه گانه را تمام کرده ام. این بازی ای است که در آن احساس آرامش میکنم. وقتی زندگی بیش از اندازه خسته کننده و سخت میشود، من به دنیای فضایی Mass Effect پناه میبرم. این بازی برای من مثل چتر نجات است. ولی با تمام این دفعاتی که تمامش کرده ام، باز هم هربار که مجبور میشوم در انتهای بازی با صفحه ی Credits روبرو شوم، مانند یک کودک که مشت محکمی به شکمش خورده باشد بغض میکنم. بیشتر این واکنشم به این دلیل است که Mass Effect یک بازی فوق العاده است و دلیل دیگر این است که گرچه پایان بازی به سه مسیر مشخص ختم میشود، ولی این انتخاب ها به حدی تاثیرگذار هستند که بعد از گذشت این همه مدت هنوز هم برخی بازیکنان متوجه تاثیرش نشده اند. هیچ بازی دیگری نتوانسته با من چنین کاری بکند و با وجود اینکه چنین حس و حالی ممکن است برای هرکسی که تجربه ی انجام این بازی را داشته رخ ندهد، ولی به نظرم چنین چیزی نشان از جادوی خاص داستان این عنوان ساخت BioWare دارد.
یکی از دلایل این وابستگی، طرز نوشتار داستان بازی Mass Effect است. دایلوگ ها طبیعی و جذاب هستند. برخی دایلوگ ها مانند مشاجره هستند، برخی دیگر برای جلب اعتماد کاراکتری خاص ساخته شده اند و این کاراکترها بعد از جلب اعتمادشان حاضرند شما را تا خود جهنم همراهی کنند. چنین تجربه ای در هر موقعیتی باعث خلق یک پیوند میشود و این ارتباط بوسیله ی داستان و مکانیک های بازی با مهارت تمام نمایش داده شده. به عنوان کسی که در ارتش خدمت کرده، برخی مواقع با شخصی که اصلا از من خوشش نمیآمد در موقعیتی گیر میافتادم. ولی تجربه ی مشترک چنین موقعیت هایی باعث خلق رابطه ای بین من و آن فرد میشد که ورای تمام تصورات قبلی ام بود. ساخت چنین روابطی به وضوح در بازی Mass Effect نمایش داده شده و چیزی است که فارق از تجربیات بازیکن در دنیای واقعی، برای همه ی افراد قابل درک است.
بخاطر ماموریت های مخصوص به هر کاراکتر که هرکدام مانند شیرجه ای عمیق به دریای گذشته ی او هستند و دایلوگ هایی که با انتخابشان میتوانید نگاه آن کاراکتر به شخصیت قهرمانتان را عوض کنید، تمام حرکاتتان با معنی و موثر خواهند بود و به همین دلیل است که بازی Mass Effect انقدر عمیق است. این کاراکترها مهم هستند، آنها برای Shepard مهم هستند و مطمئن باشید که برای شما هم مهم خواهند شد.
مکانیک مبارزات هم چیزی نیست که بتوان فراموششان کرد، البته اسلحه ها و مکانیک اسلحه های بازی اول اصلا دلچسب نبودند و الان حس قدیمی بودن دارند. در طول سه گانه ی این سری، میتوان پیشرفت را داستان، مکانیک های بازی و گرافیکش شاهد بود. حالا که بازسازی آن هم در راه است، میتوان تمام اینها را دوباره تجربه کرد؛ البته با گرافیک خیلی بهتر.
یک دلیل دیگر که باید بازسازی سه گانه ی Mass Effect را تجربه کنید این است که این بازسازی به همراه تمام بسته های الحاقی بازی ارائه خواهد شد. با اینکه این بسته های الحاقی در بازی های دیگر به نوعی شبیه سرگرمی های اضافه هستند تا هروقت بازی را تمام کردید محتوایی به آن اضافه کرده و ارزش بازی مجدد به آن عنوان بدهند، ولی بسته های الحاقی Mass Effect قسمت های اصلی داستان هستند که اگر آنها را نداشته باشید واقعا چیزی را از دست داده اید. حتی نمیتوانم تجربه ی بازی سوم را بدون دیدن خالقین Reaper ها در بسته ی الحاقی Leviathan، یا خوش گذرانی با Jack و دیدن مسابقه ی عضلانی Vega با بقیه ی افراد در بسته ی الحاقی Citadel را تصور کنم. این داستان ها کاملا نسبت به هم یکتا هستند، و بیشترشان قسمت های اصلی یک داستان اصلی دیگر محسوب میشوند. از آنجا که حالا تمام بسته های الحاقی را داریم (البته بجز Pinnacle که به دلایل تکنیکی توانایی ساخت آن برای کنسول های فعلی وجود ندارد)، خریداری این بازسازی یک راه عالی برای تجربه ی تمام داستان سری ای است که قبلا باید برای تجربه ی تمام قطعاتش به صورت جداگانه پول پرداخت میکردید.
خرید بازی Mass Effect: Legendary Edition
در نهایت، بله میدانم که این مقاله کمی بیش از آنکه باید مبهم شد، ولی سری بازی های Mass Effect واقعا یک جواهر است. من سعی کردم تا میتوانم این مقاله را مبهم نگه دارم چون احتمالا افراد جدیدی هستند که بخواهند این سری را تجربه کنند و دوست ندارند که داستان بازی برایشان لو برود. اگر هنوز تجربه اش نکرده اید، چیزی را از دست داده اید که فقط چند بازی معدود قادر به خلقش هستند. اگر قصد تجربه اش را دارید و دلتان میخواهد کسی راهنماییتان کند؟ میتوانید از من کمک بگیرید.
اگر هنوز هم برای وارد شدن به دنیای فضایی سری بازی های Mass Effect شک دارید بگذارید این نکته را هم اضافه کنم: آیا میدانستید روزی در تقویم به نام این بازی نامگذاری شده؟ بله، هفتم نوامبر هر سال ما علاقمندان به Mass Effect وجودش را جشن میگیریم.
منبع: آرسان گیم