
بررسی بازی The Ascent
بگذارید در همین ابتدای بررسی بازی The Ascent یک چکیده از آن و تجربیات خودم را برایتان بازگو کنم: در کنار هزاران مهاجر دیگر، کاراکتر شما هم مبلغ ناچیزی را برای بلیط سفر به سیاره ی Veles میپردازد تا شاید بتواند آنجا برای خودش زندگی بهتری تشکیل دهد. ولی در همان لحظه ای که پایتان را از روی پلتفرم پایین گذاشته و وارد سیاره جدید میشوید، بهای بلیط تبدیل به یک بدهی با مبلغی فضایی میشود که احتمالا قبل از اینکه بتوانید پرداختش کنید، اجل به سراغتان خواهد آمد. با این حال، کمپانی The Ascent که مالک این شهر، که حالا دیگر خانه ی شماست، حساب میشود دست بردار نیست. شما حالا یک Indent هستید – اصطلاحی در بازی برای افراد فقیر که مجبور به انجام کارهای طاقت فرسا باشند – و باید مشاغل کثیف و خطرناکی را برای پرداخت بدهیتان بپذیرید. چقدر هم که زندگیتان بهتر شده… تمام آن تبلیغات یک مشت چرندیات بود.
چیزی که در بررسی بازی The Ascent نظرمان را در همان ابتدا جلب کرد، دنیای آن بود. دنیایی که از ترکیب تابلوهای نئونی دهه 80 – شبیه چیزی که در بازی های Cyberpunk میبینیم – و داستانی علمی تخیلی و خشن ساخته شده و بسیار جلب توجه میکند. داستان در یک Arcology رخ میدهد – یک شهر کامل که تمامش در داخل یک برج عظیم قرار گرفته – و مملو از جزئیات است. شهر ممنوعه ی معروف در داخل هنگ کنگ را در نظر بگیرید که با توکیوی مدرن بازی Akiro ترکیب شده باشد و مردمانش با آدم فضایی های کافه ی Mos Eisley جایگزین شده باشند. یک ساختمان شلوغ و پر ازدهام با کلی مغازه و فروشگاه، بالکن های متعدد، دره های عمیق سیمانی که ماشین های پرنده ی پر تعداد در آنها حرکت میکنند و تابلوهای نئون غول آسا که نورشان روشن کننده ی خیابان های تنگ و شلوغ پایین دست است.

اما چیزی که حتی بیشتر هم نظرمان را در بررسی بازی The Ascent جلب کرد، دقت به جزئیات ریز در همه جای بازی بود. یکی از بهترین مثال ها برای این موضوع، جایی به نام Coder’s Cove بود – یک مخفیگاه هکرها در قسمت سیل زده ی شهر. این مکان مملو از مانیتورهای کامپیوتر روی دیوار، کابل های بهم پیچیده که روی زمین در هم ریخته اند، هکرهایی که روی کیبوردهایشان مشغول تایپ هستند، طراحی هایی که روی دیوار کشیده شده، و مبل های چرمی کهنه است. هر مکانی که پا به آن میگذارید، از فروشگاه های خاروبار گرفته تا کلوپ ها، کلوپ های شبانه، اسلحه فروشی ها و هرجای دیگر، مملو از این نوع دقت وحشتناک به جزئیات هستند.
یک دنیای فوق العاده عالی و یکی از بهترین دنیاهای سبک Cyberpunk در کل بازی های پلتفرم PC – بله، حتی از خود بازی Cyberpunk هم بهتر است. ولی شما دقیقا اینجا چکار میکنید؟ خب، بازی The Ascent یک بازی خشصیت پردازی اکشن است – که باید روی قسمت اکشنش بیشتر تاکید کنم – که میتوانید یا به تنهایی یا به همراه نهایتا سه نفر از دوستانتان به صورت تیمی بازی اش کنید. یک بازی تفنگی عالی و خشن که باید با حرکت به جهات و غلتیدن روی زمین این شهر زیبا، دشمنانتان را با انواع شات گان ها بترکانید، یا با نارنجک منفجرشان کنید، یا با آن مسلسل بزرگ به لکه هایی از خون و گوشت تبدیلشان کنید. برخی اوقات، آیتم های جذاب، پول و آیتم هایی برای افزایش قدرتتان از داخل شکم جنازه ی آنها به بیرون میافتد، و بدست آوردن اینها میتواند باعث ترشح دوزهای نه چندان کوچک هورمون خوشایند دوپامین در بدنتان شود.

منظورم از آیتم ها، انواع اسلحه ها و قطعه های مختلف زره های به سبک Cyberpunk است که میتوانید تن شخصیتتان کنید. رزه هایی مانند عینک های درخشان و قطعات مکانیکی بدن. میتوانید با ترکیب اینها برخی از عجیب ترین کاراکترهای بازی های کامپیوتری را بسازید، گرچه در کل آیتم های بازی The Ascent به اندازه ی بازی ای مانند Diablo متنوع نیستند. اما این بازی با بازی اکشن شخصیت پردازی کمپانی Blizzard که نامش را بردیم، بیش از آنکه فکرش را بکنید نقطه ی اشتراک دارد، مخصوصا در آن حس وحشی گری در مبارزاتش، اینکه کاراکتر شما مدام در حال قوی شدن است، و آن دوربین ایزومتریکش. ولی اینجا عوامل خیلی بیشتر از Diablo از قبل تعریف شده اند. اینجا چیزی به اسم Random Dungeon نداریم، سانتیمتر به سانتیمتر شهر Arcology و هرکاری که اینجا انجام بدهید، با دقت و وسواس زیاد ساخته شده.
وقتی با موس و کیبورد بازی اش کنید، باید از W A S D برای حرکت و از موس برای هدفگیری استفاده کرد. ولی اگر از گیم پد استفاده میکنید، بازی تبدیل به یک بازی Twin Stick Shooter میشود. هردوی این ترکیب های کنترل به خوبی کار میکنند، ولی دقت فزاینده ی هدفگیری با موس عاملی بود که مرا در طول انجام بررسی بازی Ascent به آن سمت کشاند – این دقت در هدفگیری مخصوصا در مراحل پایانی بازی که تعداد خنده داری دشمن به ناگهان باهم سرتان خراب میشوند، خیلی بدرد بخور است. همچنین میتوانید روی خودتان ارتقاهایی هم نصب کنید، مثل یک بازوی هیدرولیکی که با آن میتوانید آن چنان محکم به مردم مشت بزنید که بدنشان تبدیل به تپه ای از شن هایی که شبیه یک فرد باشند شود. یک ارتقای دیگر باعث میشود بتوانید برخی دشمنان را مشخص کنید تا در هنگام مرگ منفجر شوند، انگار که بتوانید هروقت خواستید بشکه های انفجاری ای از گوشت بسازید.

پناه گرفتن هم یکی از عوامل تعیین کننده است. اگر پشت چیزی بخزید، میتوانید اسلحه تان را با راست کلیک موس یا پدال چپ دسته بالا بیاورید و از بالای هر مانع پر جزئیاتی که پشتش پناه گرفته اید به دشمن بخت برگسته تان شلیک کنید. اگر دوبار روی دکمه ی Space بزنید – یا دکمه ی A روی دسته – میتوانید به سرعت از مسیر تیراندازی دشمنانتان خارج شوید، ولی این قابلیت بعد از هربار استفاده نیاز به زمان برای شارژ شدن دارد. ترکیب تمام این عناصر یک بازی اکشن ساخته که چیزی بیشتر از یک بازی هدفگیری و شلیک معمولی است. دشمنان با تمام قدرت و به سرعت سرتان خراب میشوند، و فکر به اینکه در این محیط تنگ و شلوغ به کدام طرف حرکت میکنید، همانقدر مهم است که داشتن هدفگیری خوب.
مراقب باشید وجود سیستم پناه گرفتن پشت موانع گولتان نزند، ریتم مبارزات سنگین بازی The Ascent باعث میشود که تقریبا همیشه در حرکت باشید. دشمنان تفنگ بدست معمولا بوسیله ی گروهی از دشمنان دیگر که شمشیرهای سامورایی، لوله های آب، چاقو و اسلحه های به نظر دردآور دیگر در دست دارد همراهی میشوند. اینها با خشونت تمام پیش میآیند و هیچ وقت به شما زمان آرام گرفتن پشت پناهگاه نمیدهند، که برخی اوقات ممکن است خیلی خسته کننده هم بشوند. من بیشتر زمان بازی ام در طول انجام بررسی بازی The Ascent را صرف دویدن به عقب و دور نگه داشتن دشمنان کردم. در مراحل بالای بازی یک دشمن پا به صحنه میگذارد که میتواند وسایل تهاجمی کار بگذارد – مانند تیربار و خمپاره انداز – و نا گفته پیداست که با ورودش چقدر همه چیز پیچیده تر خواهد شد.

وقتی کارتان در بازی The Ascent را شروع میکنید، Indent کوچک و ضعیفتان – که خودتان با استفاده از یک سری انتخاب های محدود از صورت ها، مدل موها، و خالکوبی ها ساخته اید – در Deepstink، که یکی از مناطق پایین دست شهر است، ساکن شده. این جهنم صنعتی و خشن تاریک، تنگ، و پر از جانورانی است که منتظرند شما را گاز بگیرند، جانورانی به اسم Feralها. ولی همینطور که کار میکنید، متوجه میشوید که با کارکردن به عنوان یک مزدور برای یکی از روئسای دسته های خلافکار، نه تنها در حال بهم زدن اسم و رسمی برای خود هستید که به مرور در این دنیا بال هم میروید…آنهم به معنای واقعی کلمه. داستان بازی The Ascent شما را از دنیای بد بوی اعماق شهر Arcology به طبقات بالایی و پر زرق و برق میبرد، که هرکدام از این طبقات حس و حال مخصوص به خودشان را دارند.
در نهایت این بازی هدفش این است که شما تعداد زیادی از دشمنانتان را با گلوله بکشید، دشمنانی شامل گانگسترها، سربازهای کمپانی های خصوصی، موجودات فضایی با بدنهایی ارتقا یافته و روبات های غول آسا. ولی برخی اوقات شاهد لحظاتی سکوت هم هستیم. در مراکز پر جمعیت میتوانید به خرید بپردازید، با NPC ها صحبت کنید، و بدون ترس از اینکه ممکن است هر لحظه به شما حمله کنند ماموریت جانبی بگیرید. سیستم مبارزات بازی عالی است، ولی گشت زدن در این مناطق باعث میشود آرزو کنم ای کاش بازی The Ascent بیشتر تاکیدش روی سبک RPG بود تا اکشن. چنین دنیایی جان میدهد برای بازی هایی مانند Fallout، با آن ماموریت های عمیق و دایلوگ هایش. ولی این سر زدن به مناطق امن چیزی بیش از یک استراحت کوتاه قبل از شروع دوباره ی امواج اکشن نیستند.

در طول انجام بررسی بازی The Ascent مشکل دیگری که داشتم، وفق دادن خودم با پرش های ناگهانی در سختی بازی بود، چیزی که بعضا باعث شد داستان اصلی را رها کرده و سعی کنم با انجام ماموریت جانبی خودم را Level Up کنم تا شاید بتوانم از پس مرحله برآیم. البته اگر ماموریت های جانبی خوب بودند برایم اهمیتی نداشت، ولی در تجربه ای که داشتم به نظرم این ماموریت ها بعضی خوب و بعضا بد بودند. بعضی از آنها، مانند داستان کمپانی نوشیدنی ای که با انجام آزمایش های پنهانی روی مصرف کنندگانش قصد دارد آنها را معتاد به محصولش کند، شما را با داستان خوبشان جذب خود خواهند کرد. ولی بقیه ی آنها بیشتر شبیه کارهای روزانه اند و مجبورتان میکنند مسافتی طولانی را از نقطه ای به نقطه ی دیگر بروید تا در نهایت یک سری کارهای پیش پا افتاده انجام دهید. قابلیت استفاده از تاکسی یا استفاده از مترو برای رسیدن به نقاط مختلف شهر Arcology، مقداری از عذاب این ماموریت ها میکاهد. ولی هنوز هم مقدار زیادی بازگشت به مناطق قدیمی داریم و دشمنانی که هربار از نو ظاهر میشوند – که میتواند خیلی خسته کننده باشد.
سخن آخر بررسی بازی Ascent
ولی هروقت که بازی The Ascent کاری میکند که مرا از خود برهاند، دنیایش دوباره مرا به خود جذب میکند. از آن جذابیت طلایی رنگ Golden Satori تا ژرفای سیاهی Black Lake، دنیای این بازی مانند یک آموزشگاه ساخت اتمسفر و دنیا برای بازی های دیگر است. فقط یادتان باشد، با اینکه عکس های آن ممکن است باعث شود فکر کنید یک بازی CRPG است مانند چیزی مثل Shadowrun، ولی در حقیقت بازی The Ascent یک عنوان سریع، چالش برانگیز، و تقریبا شبیه بازی های Arcade است. شهری که به این خوبی طراحی شده شاید لیاقتش بیشتر از اینها باشد و من امیدوارام عناوین بعدی این بازی روی جنبه ی شخصیت پردازی آن بیشتر تمرکز کنند. ولی هنوز هم میتوانم از بازی The Ascent بخاطر همان چیزی که هست لذت ببرم: یک بازی Action RPG که در دنیایی با زیبایی تمام روایت شده.